پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )
33
سقوط اصفهان ( فارسى )
رشت اقامت داشت ، و بجمعآورى اطلاعات براى اسقف بزرگ ( ميناس ) روز مىگذاشت . ميناس منصب بزرگ روحانى خويش را تا سنين متأخر حيات و دوران كهولت حفظ كرد . در پايان دوران خدمت خويش به سال 1740 ميلادى ( 1152 هجرى ) سلامتى وى متزلزل شد و يأس و نوميدى بر روح وى چيره گشت . وى از دولت روسيه درخواست مقررى و ادرار كرد ، و به مذهب ارتودكس درآمد . معلوم نيست از آن پس بر وى چه گذشته است . « 1 »
--> ( 1 ) - در اينجا لازم است به دو نكتهء مهم توجه نمود : نخست آنكه چاثليقان ارمنى در درجهء اوّل و ساير مقامات مذهبى ارمنى در درجهء دوم ، همه خوى و خصلت جنگآورى و شيوهء سياسى و اجتماعى دارند و در عين داشتن مقامات روحانى پيشواى سياسى و نظامى ارامنه نيز مىباشند . چند نفر از اين جاثليقان را مىشناسم كه از جملهء سران معتبر نظامى و سياسى بودهاند و عملا در جنگها شركت مىكردهاند و تقريبا به طور عموم همهء اين جاثليقان بزرگ پيشواى سياسى نيز به حساب مىآمدهاند . بنابراين اگر خليفه ميناس را مىبينيم كه مشغول رتق و فتق امور سياسى و نظامى است ؛ جاى تعجب نيست . نكتهء دوّم اينكه ارامنه از همان ديرباز و به روزگار پطر كبير طرفدار و هواخواه روسيان بودند و بهر حال علاقمند بودند كه ارمنستان از ايران و تركيه جدا شود و به روسيه ملحق گردد . بسيارى از رجال نظامى ارمنى در جنگهاى روسيه و ايران چه در دورهء اول ( 1218 - 1228 ه . ق ) و چه در دورهء دوّم ( 1240 - 1244 ه . ق ) در صف سپاهيان روس عليه ايران مشغول جنگ بودند . ژنرال ارمنى ماداتيان معاون پاسكويچ فاتح اين جنگها است . بجز اين شخص باز هم بسيارى از سران سپاه روس ارمنى بودهاند . بهرحال ارامنه از تركان به علت سفاكى و روش بسيار جابرانه آنان شاكى بودهاند و نسبت به آنها تنفر شديد داشتند . بىشك روسيان را نيز بر ايرانيان ، كه بهرحال عقبمانده و روش خان خانى داشتهاند و شيوهء حكومتشان غير مترقى بوده است ، ترجيح مىدادهاند . ولى روشن است كه باز ايرانيان را با همه عقب ماندگى و ناپسندى رفتار بر تركان برتر مىشمردهاند . رجوع كنيد به كتاب « تاريخ ارمنستان » ، تأليف هراند پاسدار ماجيان ، ترجمه محمد قاضى صفحات 121 و 122 و همچنين صفحات 362 الى 366 چاپ تهران 1366 ( ه . ش ) ، ( م . م ) .